محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
16
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
پانصد عالم بحدّ شمالست ، و چهار هزار و پانصد عالم بحدّ جنوبست . اين هجده هزار عالم است . و ياجوج و ماجوج از جملهء هجده هزار است . و آنچه بيافريدست از مرغان هم از شمار اين عالمهاست « 1 » . و خلق تارس و تافيل هم از شمار اين عالمها است . و ايشان هر گروهى امّتىاند هم از اين گونه . و هر خلقى كه بيافريدست خداى عزّ و جلّ هم ازين عالمهاست ، و ايشان هر گروهى امتىاند چنان كه گفت عزّ و جلّ : وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها « 2 » . و ديگر جاى گفت : وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ « 3 » . گفت هيچ جمندهاى نيست اندر زمين و نه هيچ پرندهاى اندر هوا كه نه ايشان نيز همچون شما امتىاند . و خلق هفت آسمان و هفت زمين هم از شمار اين عالمهاست . و آنچه اندرين هفت آسمانست بدين نيست . و هشت مسئله گفتهاند « 4 » . اما بدين هفت زمين اندر اختلاف است . گروهى گويند اين هفت زمين از زبر يكديگر است « 5 » ، و حديث آرند از پيغامبر ما عليه السلام كه پرسيدند او را كه بدين زير زمين اندر خلقان هستند ؟ گفت بلى خلقانند بسيار و همه خداوند عزّ و جلّ را شناسند . و گروهى گفتهاند كه اين هفت زمين همه ازين زمين است و هر ناحيتى زمينى است . اما منجمان گويند كه اين زمان سرگردانست « 6 » همچون گوى ، و اين هفت فلك بر مثال چرخ گرد او همى گردد ، هم چنان كه اين هفت آسمان همى بينى ، زير ما نيز همچنانست .
--> ( 1 ) و مالوق و ماسوخ از جملهء اين عالمهاست . ( پا ) ( 2 ) هود ، 6 . ( 3 ) الانعام ، 38 . ( 4 ) و آنچه هست بدين هفت آسمان اندر خود بيست و هفت مسئله گفته آيد . ( پا ) . خود بدان بيست و هشت مسئله گفتهاند ( ن ) ( 5 ) اين هفت ، يك از بر ديگرست هم چنان كه آسمانست . ( پا ) ( 6 ) كه اين زمين گرد است ( پا ) . كه اين زمين گردان است ( صو )